كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

562

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا و هرآئينه ما فرستاديم مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ در گروههاى پيشينيان وَ ما يَأْتِيهِمْ و نيامد بديشان مِنْ رَسُولٍ هيچ فرستاده إِلَّا كانُوا بِهِ مگر بودند كه از روى كبر و عناد به آن پيغمبر يَسْتَهْزِؤُنَ استهزاء مىكردند چنانچه اين معاندان به تو نيز مىكنند مر او تسليه حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم است يعنى از ميان انبياء ع تو مخصوص نيستى به ايذاى قوم بلكه همه ايشان بدين بلاء مبتلا بوده كَذلِكَ همچنان‌كه درآورديم استهزاء انبياء را در دلهاى مكذبان پيشين نَسْلُكُهُ درمىآريم همان را فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ در دلهاى كافران زمان تو لا يُؤْمِنُونَ بِهِ ايمان نمىآرند به قرآن وَ قَدْ خَلَتْ و به درستى كه گذشته است سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ سنت خداوندى در هلاك پيشينيان يعنى هر كه از ايشان هلاك شده به ترك قبول حق و تكذيب رسل بوده و اين وعيد اهل مكه است كه تكذيب پيغمبر نموده بعد از ظهور معجزات اقتراح آيات مىكردند و در نزول ملائكه به جهت گواهى مبالغه داشتند حق سبحانه فرمود كه وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ و اگر بگشائيم برين مقترحان باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا درى از آسمان پس باشند همه روز فرشتگان كه در نظر ايشان فِيهِ يَعْرُجُونَ در آن در شده بالا مىروند و از ان در نيز برمىآيند لَقالُوا هرآئينه از غايت عناد و تشكيك در حق گويند إِنَّما سُكِّرَتْ جزين نيست كه بربسته‌اند أَبْصارُنا چشمهاى ما را و خيره ساخته يا اگر در آسمان بگشايند و كفار بالا رفته عجائب آن را مشاهده نمايند خواهند گفت كه ما را چشم‌بندى كرده‌اند و اين صورت در خارج وجود ندارد بَلْ نَحْنُ بلكه ما قَوْمٌ مَسْحُورُونَ گروهى جادوكردگانيم يعنى محمد ما را جادو كرده چنانچه در ظهور ديگر آيات مىگفتند و يقولوا سحر مستمر وَ لَقَدْ جَعَلْنا و به درستى كه آفريديم و پيدا كرديم فِي السَّماءِ بُرُوجاً در آسمان برجهاى دوازده‌گانه را بهيئات و صفات و خواص مختلف يكديگر وَ زَيَّنَّاها و بياراستيم آن را بصورتها يا آسمان را به نيّرين و سائر كواكب لِلنَّاظِرِينَ براى نگرندگان كه به عبرت در ان نگرند و بدان بر قدرت مبدع استدلال كنند وَ حَفِظْناها و نگاه داشتيم آسمان را مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ از هر ديوى رانده تا نتواند كه بر آن صعود كند و بر احوال و اخبار مطلع شود إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ ليكن هر ديوى كه خواهد بر آسمان رود و بدزدد از وى سخنى مسموع يعنى آنچه از فرشتگان شنود فَأَتْبَعَهُ پس از پى درآيد او را و به دو رسد و بسوزدش شِهابٌ مُبِينٌ ستاره روشن و درخشان و از ابن عباس رض منقول است كه از زمان آدم عليه السلام تا وقت عيسى بن مريم عليه السلام ديوان بر آسمان مىرفتند و از ملائكه كه اخبار لوح محفوظ را درس مىنمودند سخنان مىربودند و به زمين آمده با دوستان خود از كاهنان مىگفتند . چون روح اللّه متولد شد ايشان را از سه آسمان منع كردند و چون ولادت با سعادت حضرت خاتم النبيين عليه السّلام دست داد از همه آسمانها ممنوع گشتند و به جهت رجم ايشان شهاب ثاقب مقرر شد و ابواب كهانت به كلى مسدود گشت بيت مهى برآمد و بازار تيرگى بشكست * گلى شگفت و هياهوى خار آخر شد .